الشيخ علي الكوراني العاملي

89

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )

آن را دور گردنم قرار داده ، [ خود را حلق آويز كنم تا ] خفه شوم و از اين مردم راحت گردم . به خدا قسم من دجال نيستم » ! اما راويان در راستاى اثبات صدق عمر ، از زبان ابو سعيد در اين گزارش افزودند كه وى گفت : « ابن‌صياد در پايان سخنش گفت : به خدا قسم من محل تولد و مكان دجال را مي‌دانم ! ابو سعيد ادامه مي‌دهد : او امر را براى من دگرگون جلوه داد . » ( 1 ) مقصود ابو سعيد آن است كه ابن‌صياد در ابتداى گفتارش او را فريب داد ، ولى در نهايت اقرار نمود كه دجال است ! دجال تميم داري تميم دارى شخصى مسيحى و اهل شام است ، او در سال دهم هجرى يعنى پس از پيروزى رسول‌خدا ( صلى الله عليه وآله ) و فراگير شدن اسلام در تمام جزيره ، به همراه گروهى نزد آن حضرت آمدند . آنها به تجارت شراب اشتغال داشتند ، پس خمره‌هايى از شراب را به عنوان هديه خدمت ايشان آوردند ، آن حضرت نپذيرفت زيرا خداوند حرام نموده است ، در اينجا تميم گفت : اينها را بگيريد و از قيمت آن بهره ببريد ، ايشان در پاسخ فرمودند : قيمت آن نيز حرام است . تميم در مدينه سكنى گزيد و بعداً در درگاه عمر كه فرهنگ اهل كتاب ، مخصوصاً داستان‌هاى آنها - كه تميم به خوبى از پس آن بر مي‌آمد - موجب شگفتى او مي‌شد ، تقرّب يافت ! وى از عمر درخواست نمود تا به او اجازه دهد داستان‌هاى اهل كتاب را در مسجد بگويد ، ولى عمر گفت : « پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) از فرهنگ داستان‌سرايان نهى نموده است و من هراس آن دارم كه خدا تو را در زير گام‌هاى آنان قرار دهد . » مقصود عمر آن است كه هنگامى كه تو در مسجد داستان بگويي ، من از غضب مسلمين بر تو مي‌هراسم ! و ليكن تميم از نرمش و سهل انگارى عمر بهره جست و به مطلوب خود دست يافت ، هم‌چنان‌كه

--> ( 1 ) . صحيح مسلم 8 / 190 .